ایران و جهان
اقتصادی
فناوری اطلاعات
ورزشی
پاتوق نشریات
ویژه اساتید
چند رسانه ای
کد مطلب: 106450
يادداشت :
ضرورت‌هاي يک ممنوعيت
تاریخ انتشار : 1395/08/08 12:36:48
نمایش : 520
در دوران تحريم، بسياري از توانمندي‌هاي خفته ايراني بيدار شد. امروز، ‌دشمن اين توانمندي‌ها را نشانه گرفته و اگر بتواند آن‌ها را نابود کند، به مقصود خواهد رسيد.
 به گزارش اساتيد برتر، سيدياسر جبرائيلي، در يادداشتي به ضرورت‌هاي حمايت از توليد داخلي و جلوگيري از واگذاري بازارهاي داخلي به سازندگان خارجي پرداخته است. در اين يادداشت در روزنامه قدس آمده است: صنعت حمل‌ و نقل هوايي آمريکا در دهه ۱۹۶۰ و اوايل دهه ۱۹۷۰ ميلادي، بالغ بر ۷۰ درصد بازار جهاني را در اختيار داشت. هواپيماسازان آمريکايي و در رأس آن‌ها بوئينگ، متناسب با سليقه هر بازاري، مدلي از هواپيما داشتند و خدمات پشتيباني و آموزشي فوق‌العاده‌اي را براي خريداران ارائه مي‌کردند. آمريکا نه‌ تنها با کشورهاي اروپايي دشمني نداشت، نه ‌تنها آن‌ها را تحريم نکرده بود، بلکه پس از جنگ جهاني دوم،‌ به گواهي طرح‌هايي از قبيل مارشال، رويکردي امدادي به توسعه و آباداني اروپا داشت.

آمريکا و اروپا هر دو پرچم‌داران نظريه تجارت‌آزاد و تقسيم‌کار بين‌المللي بودند و خطاب به کشورهاي مستضعف جهان مي‌گفتند تنها راه توسعه، توقف حمايت‌گرايي از توليد داخلي و آزادسازي تجاري-مالي است؛‌ مي‌گفتند دليلي ندارد آنچه را که مي‌توانيد به قيمت ارزان در بازار جهاني خريداري کنيد، بخواهيد در داخل کشور خود با هزينه گزاف توليد کنيد. در چنين فضايي، توصيه اقتصاد بازار به اروپايي‌ها اين بود که به جاي اينکه به سمت توليد پرهزينه هواپيما بروند، نياز خود را با قيمت چندبرابر کمتر، از آمريکا تأمين کنند. اما اروپايي‌ها چنين نکردند. کنسرسيومي از کشورهاي فرانسه، ‌انگليس،‌ آلمان غربي و اسپانيا تشکيل و در سال ۱۹۷۰، ‌شرکت ايرباس تأسيس شد.

طبيعي بود که ايرباس در آغاز کار خود قادر به رقابت با بوئينگ نبوده و حمايت دولتي را بطلبد. ايرباس نه تنها يک شرکت سودده نبود؛ بلکه طبق گزارش هفته‌نامه اکونوميست در آگوست ۱۹۸۰، زيان خالصش ۳.۵ ميليارد دلار بود. با اين‌حال، ‌طبق سندي که در دسامبر ۱۹۷۹ توسط پارلمان فرانسه منتشر شده است، دولت‌هاي اروپايي به حمايت از ايرباس ادامه دادند؛ چراکه معتقد بودند «در اين جنگ جهاني اقتصادي، حياتي است که شبه مونوپولي توليدکنندگان آمريکايي در هواپيماهاي کوتاه‌برد و ميان‌برد شکسته شود» و شکسته شد. سهم ايرباس از بازار حمل و نقل هوايي آرام آرام افزايش يافت و نهايتاً در سال ۲۰۱۵ ميلادي، اين شرکت توانست از بوئينگ آمريکايي نيز پيشي بگيرد. در سال ۲۰۱۵، بالغ بر ۵۸ ميليون نفر در ايرباس مشغول بودند و ۲۲۰۰ ميليارد دلار سهم آن در توليد ناخالص داخلي جهاني بود. در اين ‌سو، ‌در دهه ۱۳۶۰ شمسي، ايران در بحبوحه يک جنگ تمام عيار با دولت بعثي صدام بود که به نمايندگي از ابرقدرت‌ها با ايران مي‌جنگيد. تحت ظالمانه‌ترين تحريم‌هاي بين‌المللي بود و به روايت مشهوري، سيم‌خاردار نيز از ايران دريغ مي‌شد. جوانان بسيجي ايران در چنان شرايطي تصميم به ساخت هواپيما گرفتند و هرگاه سازنده، ‌با راقم اين سطور درباره آن روز سخن مي‌گويد، ماجرا را به پرواز «برادران رايت» تشبيه مي‌کند.

شاسي اصلي هواپيما با لوله‌هايي که در کارخانه سپنتاي اهواز توليد مي‌شد، بال‌ها با حلبي، و چرخ جلو با موتور وسپا ساخته شد! هواپيما اواخر سال ۱۳۶۴ همزمان با عمليات فاو به پرواز درآمد. فرماندهان جنگ پس از مشاهده فيلم پرواز، از سازندگان خواستند هواپيمايي بسازند که بتواند ۳۰۰ کيلو بار حمل کند. پروژه در تهران کليد خورد و سال ۱۳۶۶ به اتمام رسيد. اين بار بدنه کامل بود و آنچه ساخته شده بود، شباهت بيشتري به هواپيما داشت. سازمان هواپيمايي کشوري اعلام کرد براي صدور مجوز پرواز، هواپيما بايد ۸۰ ساعت پرواز موفق انجام دهد که اين زمان پرواز انجام و مجوز صادر شد. با پايان جنگ، متأسفانه حمايت‌ها قطع و پروژه متوقف شد. اما سال ۱۳۷۳ وقتي وزارت صنايع آگهي مناقصه يک هواپيماي آموزشي را در روزنامه‌ها منتشر کرد، ‌برادران رايت ايراني شرکتي ثبت کرده، در مناقصه برنده شدند و کار ساخت هواپيما آغاز شد.

سال ۱۳۷۸ پروژه به اتمام رسيد و هواپيماي «آوا ۲۰۲» پس از گذراندن آزمايش‌هاي سنگين، گواهينامه بين‌المللي پرواز را دريافت کرد. سال ۱۳۸۰ «آوا ۲۰۲»‌در نمايشگاه بين‌المللي استراليا به پرواز درآمد و در همان نمايشگاه، استراليا قرارداد خريد ۵۰ فروند هواپيما از ايران را امضا کرد. در اين مقطع که کار به قراردادي اينچنين رسيده بود، وزارت صنايع دولت اصلاحات عذر آن شرکت سازنده را خواست و مدعي شد که خودش ۵۰ فروند را خواهد ساخت و هيچ گاه نساخت و پروژه به تعطيلي کشيده شد. از سال ۱۳۸۰ تاکنون، تحولات زيادي در عرصه فناوري هوا و فضا در ايران و جهان رخ داده است. ايران امروز قادر است ماهواره به فضا پرتاب کند و موشک‌هاي دوربرد بسازد. شايد اگر آن پروژه ساخت هواپيما ادامه مي‌يافت، امروز پس از ۱۵ سال، با سرريز فناوري‌هاي فضايي و موشکي به صنعت هواپيماسازي، ايران جايگاه قابل توجهي در جهان داشت. اما با توجه به شکاف فناوري و توانمندي ايجاد شده در نتيجه توقف پروژه‌اي با آن اهميت، شايد براي بازگشت به جايگاهي که بتوانيم به کشوري چون استراليا ۵۰ فروند هواپيما بفروشيم، ده‌ها سال زمان نياز باشد.

از ماجراي «آوا ۲۰۲» درس‌هاي بسياري مي‌توان آموخت. درس نخست اين است که نبايد فريب ادعاهاي غرب درباره تجارت آزاد و عدم حمايت از توليد داخلي را خورد. هيچ صنعت نوپايي بدون مدد دولت، به مرزهاي شکوفايي نخواهد رسيد. بايد اين جمله را به ياد سپرد که بخش خصوصي موتور محرک اقتصاد است و بايد تحت حمايت،‌ هدايت و نظارت دولت بالغ شود و نيازهاي کشور را رفع کند؛ خصوصي‌سازي آري اما رهاسازي بخش خصوصي هرگز. درس دوم اين است که مديراني که توانايي جوان ايراني را در حد آبگوشت بزباش مي‌دانند، براي اقتصاد کشور سم مهلک‌اند و ايران را ويران خواهند کرد. کشور را بايد از دست اينها نجات داد. درس سوم اما مهم‌تر و حياتي‌تر اينکه بايد نظر کرد و ديد سياست اقتصادي دولت يازدهم امروز چه نسبتي با ماجراي «آوا ۲۰۲» دارد و اگر فاجعه در حال تکرار است، بايد مانع تکرار شد. فاجعه «آوا ۲۰۲» در حال تکرار است به اين دليل که بخش قابل توجهي از توانمندي‌هايي که در دوران تحريم توسط شرکت‌هاي داخلي به دست آمده، به‌سبب واگذاري بازار کشور به شرکت‌هاي خارجي در حال نابودي است.

فروردين ماه ۱۳۹۵ آقاي محمدسعيد سيف، رئيس هيأت مديره انجمن مهندسان دريايي نامه‌اي به آقاي حسن روحاني رئيس‌جمهور نوشت و اعتراض کرد که چرا وقتي «صنعتگران تلاشگر ما دوران سخت تحريم‌ها را پشت سر گذاشته و تجربيات گران‌بهايي را در صنعت کشتي‌سازي بدست آورده‌اند»، دولت يازدهم در حال مذاکره با شرکت‌هاي چيني براي خريد کشتي‌هاي کانتينري و نفتکش است و هشدار داد چنين سفارشاتي، صنعتگران ما را نگران و «روند رو به جلو در اين صنعت را کند خواهد کرد». ماجرا اما محدود به صنعت کشتي‌سازي نيست. مي‌توان عبارت «کشتي‌سازي» را با «جاده‌سازي»، «نيروگاه‌سازي»، «نفت»‌، «معماري»،‌«کشاورزي»، «کيترينگ(آشپزي!)» و تقريباً هر صنعت ديگري جايگزين کرد و همان نامه را به آقاي رئيس‌جمهور نوشت. امروز مقامات دولتي ما به صراحت مي‌گويند برنج وارداتي سه برابر از برنج داخلي ارزان‌تر است و لذا بايد وارد کرد، اما نمي‌گويند که بايد نفت فروخت و برنج وارد کرد. صنعت، نه‌تنها به حمايت توام با هدايت و نظارت دولت نيازمند است، ‌بلکه بازار براي آن مانند آب براي انسان است.

وقتي شما از يک صنعت داخلي بازار را گرفته و با خارجي واگذارش کرديد،‌ حکم قتل صنعت داخلي را امضا کرده‌ايد. متأسفم که بنويسم باراک اوباما رئيس‌جمهور آمريکا مي‌گويد «من به تمام نقاط جهان سفر کرده و براي توليدات آمريکايي بازارهاي جديدي خواهم گشود» و  روحاني در سفرهاي خارجي خود،‌ نه ‌تنها براي کالاي ايراني بازار جديدي نمي‌گشايد و نه‌تنها دروازه‌هاي واردات را گشوده و در حال واگذاري گسترده بازار توليد و خدمات ايران به خارجي است، بلکه به هر نقطه‌اي از جهان نيز سفر مي‌کند، دري از بازار ايران را به روي کشور ميزبان مي‌گشايد. اگر اين روند تداوم يابد و توليدکنندگان ايراني به سبب از دست دادن بازار، به تعطيلي و ورشکستگي کشيده شوند، ضربه‌اي که از اين ناحيه به اقتصاد ايران وارد مي‌شود، ‌چندين برابر ضربه تحريم‌ها خواهد بود. هدف تحريم‌ها، به اذعان مقامات آمريکايي، فلج کردن اقتصاد ايران بود، ‌اما نتوانستند. در دوران تحريم، بسياري از توانمندي‌هاي خفته ايراني بيدار شد.

امروز، ‌دشمن اين توانمندي‌ها را نشانه گرفته و اگر بتواند آن‌ها را نابود کند، به مقصود خواهد رسيد. دولت يازدهم با هر انگيزه‌اي که در حال واگذاري بازار توليد و خدمات کشور به خارجي‌ها است، بايد از اين کار منع شود. نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اين امکان را دارند که با تصويب طرحي، واگذاري پروژه‌هايي که توان داخلي براي اجراي آنها وجود دارد، به شرکت‌هاي خارجي را ممنوع کنند. براي ما روشن نيست که دولت آقاي روحاني با کدام انگيزه در حال ستاندن بازار ايران از شرکت‌هاي داخلي و سپردن آن به خارجي‌هاست. شايد هدف آقايان اين باشد که از اين طريق، ايران را در چشم ديگران عزيز و محترم کنند، اما در اشتباهند. در اين محيط آنارشيک بين‌الملل، تنها و تنها قدرت است که عزت و احترام مي‌آورد نه چيز ديگر و منبع قدرت، ثروتي است که از توليد داخلي به دست مي‌آيد.

منبع: مهر
انتهاي پيام/

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
آخرین اخبار
اخبار استان
 
اوقات شرعی
پایگاه های خبری استان











شهدای شاخص سال 95
یادداشت
در محضر شهید