ایران و جهان
اقتصادی
فناوری اطلاعات
ورزشی
پاتوق نشریات
ویژه اساتید
چند رسانه ای
کد مطلب: 106510
معناي وحدت حوزه و دانشگاه؛
روح حاکم دانشگاه اسلامي بايد از تعاليم عالي اسلامي سرچشمه بگيرد
تاریخ انتشار : 1395/09/27
نمایش : 349
روح حاکم دانشگاه اسلامي و محتواي آموزش و سياست ها، مديريت ها و برنامه ريزي ها بايد از تعاليم عالي اسلامي سرچشمه بگيرد و چنين دانشگاهي بايد سرشار از نشاط، پويايي، ايمان و اخلاص باشد.
 به گزارش اساتيد برتر به نقل از حوزه علوم اسلامي دانشگاهيان، وحدت حوزه و دانشگاه يکي از رهاوردهاي عظيم و پر برکت انقلاب اسلامي است.

بدون شک، تداوم انقلاب و بنيان گذاري تمدن نوين اسلامي و رشد و توسعه فراگير آن، جز در پرتو وحدت و پيوند گسست ناپذير اين دو نهاد مقدس، امکان پذير نيست.

آنچه در اين روند بايسته و اجتناب ناپذير است، در درجه اول، شناخت ماهيت اين دو پايگاه عظيم و توانمندي‌ها و کاستي هاي هر يک و داشتن الگويي مناسب براي پيوند آن دو است. درباره ماهيت حوزه و دانشگاه، ترديدي نيست که وجه مشترکشان اين است که هر دو، نهادهايي علمي و پرورش دهنده شخصيت هاي علمي و فکري هستند.

با اين حال، هر يک خاستگاهي ويژه و ساختار و روشي خاص خود و تاريخچه و کارنامه اي جداگانه دارند.

خاستگاه اساسي حوزه هاي علميه، انگيزه هاي ديني است: شور و اشتياق زايدالوصف ديني و علاقه به ژرف کاوي در معارف سعادت بخش و هدايت آفرين الهي، و کنجکاوي در دستورهاي جامع و زندگي ساز اسلام و شناخت جهان بر اساس رهنمودهاي وحياني و آموختن هنجارهاي ديني در ابعاد مختلف حيات فردي و اجتماعي انسان.

اين انگيزه باعث پيدايش حوزه هاي بزرگ علميه، در طول تاريخ و پرورش چهره هاي علمي درخشاني شده است.

اينان علاوه بر علوم خاص ديني، در ديگر رشته ها، مانند فلسفه، رياضيات، هيات، طب و...، نيز سرآمد روزگار خويش بوده و افزون بر خدمات علمي، فعاليت هاي اجتماعي و سياسي بسيار ارزنده اي نيز کرده اند؛ چهره هايي چون: بوعلي سينا، شيخ طوسي، شيخ بهايي، ملاصدرا، امام خميني (ره)، علامه طباطبايي، شهيد مطهري، آيت الله حسن زاده، آيت الله جوادي، آيت الله مصباح يزدي. 

اما در دستور رضا خان جهت تأسيس دانشگاه تهران که اولين دانشگاه ايراني به سبک جديد در ايران است، درباره خاستگاه دانش هاي جديد در ايران، دو نکته بيان شده است:

آشنايي با علم و تکنولوژي غرب؛ تربيت کادر نظام

در اين دستور، توجه به غناي داخلي و رشد و توسعه علمي، با تکيه بر امکانات بالقوه و فرهنگ داخلي، فراموش شده و اين تلقي را در ضمن خود دارد که دانشگاه براي رشد علمي، همواره بايد مصرف کننده توليدات غرب باشد. همچنين در تربيت کادر نظام با توجه به وابستگي کل نظام به سلطه هاي غربي، شيوه اي را مي طلبيد که در آن، افرادي وابسته و مقلد غرب پرورش يابند.

ثمرات اين حرکت به گونه‌اي شد که ناگهان فرياد «شريعتي» ها بلند و پرده از خيانت هاي پرورش يافتگان نظام تربيتي غربي برداشته شد! کساني چون دکتر شريعتي بانگ بر آوردند که پاي هر قرارداد استعماري، امضاي يکي از تربيت يافتگان دانشگاه ها ديده مي شود؛ در حالي که هيچ روحاني حوزه رفته اي، در اين امور مشارکت ندارد.

البته اين به معناي آن نيست که همه دانشگاهيان، اين گونه تربيت مي شدند؛ بلکه مقصود آن است که يکي از اهداف بنيانگذاران دانشگاه جديد، اين بوده است؛ ليکن دانشگاهيان به دو دسته «انسان هاي شريف و مستقل» و «انسان هايي با گرايش هاي غربي» تقسيم مي شدند.

بدون شک، نقش فعال و گسترده گروه اول به ويژه پس از انقلاب اسلامي، بسيار حائز اهميت و چشمگير است.

در اين بين، يک واقعيت نيز قابل انکار نيست و آن اينکه حوزه هاي علميه، در عين آنکه در طول تاريخ فعاليت خود، علاوه بر آثار فرهنگي، سياسي، اجتماعي و شخصيت هاي بزرگي که در خود پرورش داده اند به دليل فشارهاي سياسي و اجتماعي و نيز برخي نگرش ها و بينش هاي دروني خود، در يکي دو قرن اخير دچار تنگناهاي شديد و ضعف هايي گشتند؛ از جمله آنکه به دليل فشارهاي مختلف به خصوص در عهد رضاخان بسياري از رشته هاي علمي کنار گذاشته شد و به حداقل اکتفا شد.

علاوه بر اين شرايط، موج غرب گرايي و خود باختگي در برابر آن، و نيز شعار غربي «جدايي دين از سياست» نيز بيش از پيش، حوزه ها را دچار اختلاف و محدوديت کرد.

اکنون نيز اين باور در برخي از اذهان وجود دارد که بايستي دين و رجال دين، از سياست جدا باشند که اين نيز از ارمغان هاي تفکر غربي است! معناي صحيح وحدت حوزه و دانشگاه پيشنهاد «مرتبط شدن حوزه ها با علوم دانشگاهي» نکته اي قابل توجه است؛ ولي نبايستي از وحدت، برداشتي فيزيکي داشت.

اگر امام راحل و ديگر شخصيت هاي بارز فرهنگي، براي دفاع از کيان فرهنگ اسلام و استقلال فکري، شعار وحدت حوزه و دانشگاه را سر داده اند، بدان معنا نيست که بايد از نظر فيزيکي و اداري در يک چهارچوب قرار بگيرند! چنين وحدتي، نه ممکن است و نه مفيد. وحدت، وحدت در اهداف واصول و راهبردها و راه کارها است؛ نه وحدت صوري و فيزيکي.

يکسان شدن محيط آموزشي حوزه و دانشگاه، به دولتي شدن حوزه ها منجر مي شود و دولتي شدن حوزه، خطر بزرگي است که همواره حوزه ها از آن پرهيز مي کرده اند.

 اگر حوزه ها توانسته اند در شرايط مختلفي همانند انقلاب مشروطه، انقلاب ضد انگليسي در عراق، و بالاخره انقلاب اسلامي نقشي ايفا کنند، به دليل استقلال آنها از حکومت بوده است.

ويژگي هاي دانشگاه اسلامي:

بايد روح حاکم بر دانشگاه و محتواي آموزش و سياست ها، مديريت ها و برنامه ريزي ها از تعاليم عالي اسلامي سرچشمه بگيرد. مسئولان، اساتيد و دانشجويان با مباني فکري و عقيدتي اسلام عميقاً آشنا شده و از نظر روش و عملکرد، ميزان و ملاک آموزه هاي ديني باشد.

چنين دانشگاهي بايد سرشار از نشاط، پويايي، ايمان و اخلاص باشد و هدف و انگيزه همگان، تعالي و تکامل خود و اجتماع و پيشي گرفتن در علم و ترقي کمي و کيفي آن باشد.

رفع نيازهاي نظام اسلامي و قطع وابستگي هاي علمي و فني و جبران عقب ماندگي ها از هدف هاي مهم دانشگاه اسلامي است. نوآوري و به کار گرفتن تمام نيرو و انديشه در راه توليد علم، از ويژگي هاي ديگر آن است.

هر دانشجو مي تواند با مطالعه عميق مباني ديني و اسلامي آراسته شدن به فضايل اخلاقي و الهي، ايجاد ارتباط با ديگر دانشجويان، انتقال افکار و انديشه هاي خود به يکديگر، داشتن اتحاد و موضع گيري هاي مناسب در موارد ضروري و از همه مهم تر تلاش پيگير علمي و فتح قله هاي دانش، در تحقق اين مهم مي تواند نقش مؤثري ايفا کند.

آنچه که مقام معظم رهبري تحت عنوان «نهضت نرم افزاري» مطرح فرمودند، يک شرط واقعي و مهم براي تحقق اين هدف مهم است و وظيفه ما توليد علم و دانش در اين عرصه است.

مؤلفه هاي ديگر دانشگاه اسلامي که بايد در پي تحقق آنها بود عبارت است از:

علم و تخصص، ۲. معارف ديني، ۳. اخلاق و تهذيب، ۴. خودباوري و اعتماد به نفس، ۵. استقلال و اتکاي ذاتي در عين استفاده از يافته ها و تجارب ديگران، ۶. جامع نگري و بينش اجتماعي و سياسي، ۷. آرمان گرايي و هدف داري، ۸. تعهد و دلسوزي در راستاي اصلاح و سامان بخشيدن به امور جامعه. بنابراين تعهد و تخصص، دو مؤلفه لازم و همراه در دانشگاه اسلامي هستند

انتهاي خبر

 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
آخرین اخبار
اخبار استان
 
اوقات شرعی
پایگاه های خبری استان











شهدای شاخص سال 95
یادداشت
در محضر شهید